بایگانی

Archive for the ‘اصفهان’ Category

رفتم اصفهان برای كار آسان كپه گذاشتند به سرم گفتند ببر آسمان

می گویند شخصی در كارهای كشاورزی به این و آن كمك می كرد و مزد می گرفت، شایع شده بود كه در اصفهان كار آسان و پر درآمد زیاد است. آن مرد كه از كار كردن در مزرعه این و آن خسته شده بود راه اصفهان را در پیش گرفت كه هم كار آسانی پیدا كند، هم پول و دارایی زیادی گیرش بیاد.

Read more…

سردر دروازه هزارجريب اصفهان تخريب شد

بر اثر آنچه کارشناسان بي‌توجهی در انجام پروژه‌های عمران شهری می‌نامند سردر دروازه هزارجريب اصفهان، از بناهای تاريخی به جا مانده از دوره صفوی، تخريب شد. علاقمندان و کارشناسان امور تاريخی و فرهنگی شهر اصفهان مي گويند که حفاری های مربوط به متروی اصفهان بدون نظارت و مشاوره کارشناسان تاريخی و فرهنگی انجام می‌شود.

Read more…

Categories: اصفهان

آخرين تدابير اصفهان براي پذيرايي از مسافران نوروزي

سفر بيش‌از يك‌ميليون و800 هزار نفر به اصفهان پيش‌بيني مي‌شود
مسافران نوروزي با پيامك سوالاتشان را بپرسند


براساس پيش‌بيني مديركل حمل و نقل و پايانه‌هاي استان اصفهان در تعطيلات نوروز87 اصفهان نصف جهان شهر تاريخي و پر از جاذبه‌هاي ديدني كشور ميزبان بيش از يك ميليون و 800 هزار نفر مسافر و گردشگر باشد.

مهندس حسين علي شمائيان، مديركل حمل ونقل و پايانه‌هاي استان اصفهان در گفت‌وگو با خبرنگار خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، گفت:‌ اعلام آمار مسافران نوروزي به اين استان با توجه به پراكندگي محل ورود‌ي‌ها مشخص نيست.

وي با اشاره به اين كه 27 بهمن پيش‌فروش بليت‌هاي نوروزي در بخش حمل ونقل جاده‌اي آغاز شد افزود: در نوروز 87، تشكل‌هاي صنفي و ناوگان مسافر‌ي فعال زير پوشش شركت‌هاي مسافري با بيش از سه هزار و 15 دستگاه شامل 688 اتوبوس ويژه، 782 اتوبوس عادي، يكهزار و 5 ميني بوس از 25 اسفند امسال تا 20 فروردين ماه 78 طرح نوروزي را اجرا مي‌كنند.

Read more…

Categories: اصفهان

اصفهان در يك نگاه

مارس 17, 2008 mea2002 1 دیدگاه

با توجه به فرارسيدن سال نو و نوروز 87 و با توجه به اينكه ايرانياني بسياري در اين ايام قصد سفر به اصفهان را مي نمايند برآن شدم كه در خصوص جاذبه هاي گردشگري اصفهان مطلبي درج نمايم باشد كه مورد استفاده قرار بگيرد.اين مطالب به نقل از سايت فرهنگسرا ميباشد.

تاريخچه شهر اصفهان

از مراجعه به منابع موجود تاريخي چنين بر مي آيد كه كلمه ” اسپاران ” بطلميوس, ” سپاهان ” پهلوي و”اصفهان” عرب و ” اصفهان ” امروز لفظي قديمي است و به احتمال قريب به يقين كلمه اي پهلوي است و ريشه قديمي تر از پهلوي آن مكشوف نيست . در عهد اشكانيان اصفهان مركز و پايتخت يكي از ايالت هاي وسيعي بود كه تحت فرمان ملوك اشكاني قرار داشت . در دوره ساسانيان, اصفهان محل سكونت و قلمرو و نفوذ “اسپوهران” يا اعضاي هفت خانواده بزرگ ايراني كه مشاغل عمده و مناسب سلطنتي در اختيار داشتند, بود. بعد از اسلام, اصفهان مانند ديگر شهرهاي ايران تا اوايل قرن چهارم تحت سلطه اعراب بود و در زمان منصور خليفه عباسي, مورد توجه قرار گرفت و به حاكم اين شهر دستور داده شد در عمران و آباداني آن كوشا باشد. در سال 319 هـ. ق. مرداويج زياري اصفهان را متصرف شد و آن را به پايتختي برگزيد و جشن سده را هرچه باشكوه تر در اين شهر برپا كرد. در سال 327 هـ .ق. اصفهان به تصرف ركن الدوله ديلمي در آمد و آن را به پايتختي انتخاب كرد و اصفهان دوباره رونق خود را گرفت. در سال 443 هـ . ق. اصفهان به دست طغرل پادشاه سلجوقي فتح شد. در سال 639 هـ. ق. تحت سلطه مغولها قرار گرفت. پس از بازگشت سپاه مغول شهر اصفهان مجدداُ رونق يافت. سقوط شهر اصفهان و انقراض سلسله صفويه كه پس از 6 ماه محاصره به دست محمود افغان, انجام گرفت . با سقوط شهر اصفهان سلسله صفوي نيز منقرض شد و اصفهان دچار انحطاط شد. در دوران زنديه و قاجاريه پايتخت كشور به شيراز و تهران انتقال يافت در زمان قاجار پسر ناصرالدين شاه, ظل السطان زمين و مصالح و آثار تاريخي شهر را به مردم مي فروخت و مي خواست به هرترتيبي كه شده مخارج قشون خود را كه از واحدهاي بسيار قوي و منظم كشور بود, تاْمين كند .از ويژگي هاي اقتصادي شهر اصفهان در دوره قاجار, درآمد ناچيز زمين و عدم امنيت ملاكين بود. در دوره پهلوي با توجه به شرايط تاريخي و جغرافيايي, شهر اصفهان موردتوجه قرار گرفت, دربازسازي آثار تاريخي آن كوشش هايي به عمل آمد و توسعه صنعتي شهر و منطقه آغاز شد. اصفهان يكي از شهرهاي بزرگ و سياحتي ايران است.

Read more…

Categories: اصفهان

حکايت مهندس توپ ساز فرانسوي در اصفهان

تنقيه‌هاي مکرر، فرستاده ناپلئون را فراري داد!
در زمان سلطنت فتحعلي شاه که مقارن امپراتوري ناپلئون در فرانسه بود امپراتور فرانسه که مي‌خواست با انگلستان بجنگد و قبلا به مصر و سوريه لشکرکشي کرده اما شکست خورده بود و ناوگان درياسالار انگليسي نلسون ناوگان توپدار بادباني فرانسه را در جنگ‌هاي ابوخير و ترافالگار درهم شکسته بود، چند فرستاده به ايران فرستاد. روميو يکي از اين فرستادگان بر اثر آب آشاميدني ناسالم تهران و مسموميت غذايي در اين شهر مرد.

Read more…

Categories: اصفهان

باغهاي اصفهان

دسامبر 12, 2007 mea2002 1 دیدگاه

باغ نقش جهان: اين باغ در مشرق و شمال كاخ چهلستون قرار داشته كه از باغهاي سلطنتي محسوب مي‌شده و به دستور شاه اسماعيل صفوي ساخته شده است.باغ بادامستان: اين باغ كه عمارت هشت بهشت در آن قرار داشته، به مساحت 25 هزار متر مربع بوده است. اين باغ سلطنتي بسيار زيبا، با كاخ مجلل آن ابتدا به بختياري‌ها و سپس به جلال‌السلطنه واگذار گرديده بود.

Read more…

Categories: اصفهان

شُكوه چهارباغ در دوره صفویه و ویرانى آن‏ در دوران قاجاریه

در سال 1006 هجرى شاه‏ عباس اول تصمیم مى‏گیرد كه اصفهان را مقر حكومتى خویش قرار دهد، و از آن زمان عمران و آبادانى اصفهان مورد توجه حكومت قرار مى‏گیرد. از جمله آثارى كه از آن دوران باقى مانده خیابان چهارباغ مى‏باشد. از مجموع نوشته‏ ها در مورد كیفیت خیابان چهارباغ معلوم مى‏گردد كه در زمان خود یكى از گردشگاه ها و تفرجگاه هاى ممتاز و برجسته اصفهان بلكه ایران و آسیا بوده و عنوان خیابان و معبر نداشته بلكه اصولاً مكانى براى گردش و تفریح بوده است. در قدیم باغهائى چون باغ تخت، نسترن، طاووس، ستاره، كاج، باباامیر، چهلستون، بلبل (هشت‏بهشت) گلدسته، پهلوان در این خیابان واقع بوده كه از محله آبخشان تا هزار جریب را شامل مى‏شده است. (حدوداً از فلكه شهدا تا دروازه‏ شیراز فعلى). شاردن مى‏گوید: «این خیابان را چهارباغ مى‏گویند زیرا اینجا سابقاً چهار باغ «مو» وقف مسجد بوده است و شاه ‏عباس كه مى‏خواست چنین خیابانى بسازد این باغها را اجاره ابد كرد و سالیانه دویست تومان مال ‏الاجاره آن پرداخت مى‏شد».

توصیف جهانگردان دوره صفویه از چهارباغ

پیترو دولاواله جهانگرد ایتالیائى كه در دوران شاه‏ عباس اول در اصفهان بوده در توصیف این خیابان مى‏نویسد: «این خیابان چهارباغ نامیده مى‏شود زیرا در اصل باغ هاى چهارگانه‏ اى در این محل وجود داشته كه از مجموع آنها وضع فعلى بوجود آمده. این باغ ها متعلق به شاه است ولى مردم با آزادى كامل از آنها استفاده مى‏كنند و آنقدر میوه در آنان وجود دارد كه براى تمام شهر كافى است و حتى زیاد است. در كنار خیابان دیواره اى یكسان و منظمى وجود دارد كه در داخل آنها باغ هاى سلطنتى واقع شده، مدخل این باغ ها با نظم و ترتیب خاصى در مقابل یكدیگر قرار گرفته‏ اند و بالاى هر یك از درب ها عمارات كوچك ولى زیبائى واقع شده كه مى‏توان ضمن گردش و تفرج وارد آنها شد. تعداد این عمارات آنقدر زیاد است و قرینه ‏سازى و تناسب به اندازه‏اى در آنها رعایت شده كه واقعاً زیباتر از آن نمى‏توان تصور كرد. بعلاوه در داخل باغ ها و بیرون از آنها در خیابان صفوف طولانى و منظم درختان انبوهى قرار گرفته‏ اند كه تناسب و نظم آنها فوق ‏العاده است. در خیابان با فاصله ‏هاى چند و غالباً در مقابل خانه‏ هاى زیبا حوضه اى بزرگى با اشكال مختلف در وسط خیابان قرار گرفته كه مملو از آب است. نهر بزرگى كه در بسترى سنگى جارى است و تمام طول خیابان را از وسط آن مى‏پیماید این حوضها را سیراب مى‏كند. كف پیاده‏ روهاى خیابان سنگ‏فرش و براى عبور انسان و اسب بسیار مناسب است. به فاصله‏ هائى چند، سنگفرش قطع شده و در زمین گل هاى مختلف كاشته شده است. بعد از پل الله وردیخان (سى‏وسه ‏پل) خیابان كماكان با همان دیوارها و درختان و خانه‏ ها و باغ ها و حوض‏ها ادامه دارد با این تفاوت كه خانه‏ ها و باغات اطراف آن دیگر به شاه تعلق ندارد بلكه متعلق به اشخاص مختلفى است كه براى اطاعت از دستور شاه و حفظ زیبائى خیابان در ساختن آنها بر یكدیگر سبقت جسته ‏اند. خیابان به باغ بسیار بزرگى كه هزارجریب نام دارد منتهى مى‏شود. روى‏هم رفته بدلیل اینكه چهارباغ متعلق به شاه است واقعاً داراى عظمتى بى‏نظیر بوده و باید با طیب خاطر اعتراف كنیم كه خیابان پوپولو و دیگر خیابانهاى رُم به پاى این خیابان نمى‏رسد.

ویرانى چهارباغ در دوره قاجاریه از زبان جهانگردان

در دوره قاجاریه و بخصوص در زمانى كه ظل ‏السلطان حاكم اصفهان بود این شهر خرابى‏هاى بیشمارى بخود دید. دیولافوآ سیاح فرانسوى كه در این دوران از اصفهان دیدن كرد در سفرنامه خود خیابان چهارباغ را بشرح زیر توصیف مى‏كند:

«بارى ما در موقع مراجعت از خیابان بزرگ چهارباغ عبور كردیم با اینكه خیابان حزن‏آور و متروك است طرف عصر كه كاروان هابه سمت جنوب حركت مى‏كنند مختصر جنب‏ و جوشى در آن پیدا مى‏شود امّا این رفت‏ و آمد چند نفر قاطرچى و مردم فقیر را چگونه مى‏توان با آن جلال و شكوه و ازدحام گردش‏ كنندگان دویست سال قبل مقایسه كرد. از این منظره حزن ‏آور و وحشت‏ انگیز روى برتافته و نظرى به داخل عمارت ویران انداختم و با كمال تعجب مشاهده كردم كه هنوز هم در این اطاق هاى بى‏سقف پر از خاك، كاشی هاى زیبائى جلوگرى مى‏كند. در دیوارها جابجا تابلوهاى نقاشى كه روى آنها را خاك پوشانیده و اوضاعِ اندرون ‏هاى اشرافِ تواناىِ قدیمى را نمایش مى‏دهند و معلوم است كه با دست استادان و هنرمندانِ با مهارتى ترسیم شده‏ اند…» و هانرى رنه دالمانى سیاح فرانسوى در باره خیابان چهارباغ در دوره ظل ‏السلطان مى‏نویسد: «متأسفانه ظل ‏السلطان از این خیابان خوش ‏منظر و فرح‏ آور هم‏مانند سایر آثار باستانى چیزى باقى نگذاشت. جداول سنگى را پر كرده و سنگ هاى حواشى آنها را فروخته و نقاشى‏هاى طاقنماها و دیوارها را هم محو كرده است. از همه بدتر آنكه این شاهزاده منهدم‏ كننده، خسارت جبران‏ ناپذیرى به این خیابان وارد ساخت «یعنى درختان چنار كهنسال سیصدساله را كه موجب ابهت و شكوه این خیابان قدیمى بود و بر زمین آن سایه مى‏انداخت همه را از ریشه درآورده و به بهاى نازلى فروخت. بطوریكه نقل مى‏كردند چند ماه قبل از ورود ما به این شهر شاهزاده تمام این درختان را بریده و هر یك را به مبلغ ناچیزى یعنى بیست تومان فروخته است.

وقتى‏كه انسان به این فكر بیفتد كه با چه زحمات و با چه توجهاتى در مدت چندین قرن به پرورش چنین درختانى موفق گردیده‏ اند تا خیابان عریض و طویل این شهر را كه محل عبور و مرور ساكنین و سیاحان خارجى بوده آرایش شایسته‏اى دهند، آنوقت به اهمیت این انهدام و خرابیهاى جبران‏ ناپذیر كه بواسطه طمع بى‏پایان ظل ‏السلطان حاكم اصفهان بعمل آمده پى خواهد برد».

Categories: اصفهان

سالروز تصرف اصفهان به دست سپاه اعراب مسلمان

31اكتبر سال 641 ميلادي شهر اصفهان به تصرف سپاه اعراب مسلمان در آمد. اين سپاه قبلا در نهاوند لشكريان يزدگرد سوم را شكست و او را به شرق ايران فراري داده بود. در جنگ اصفهان (سپاهان) پادگان اين شهر به فرماندهي «استندر» كه موفق به دريافت كمك و نيروي تقويتي از يزدگرد نشده بود كه خود در حال فرار بود شكست خورد.
اعراب به دليل وجود چند آبادي و شهرك پردرخت و سرسبز با فاصله اي كم از اصفهان، اين مجموعه را «شهرستان» خواندند. اصفهان در آن زمان داراي دو محله معروف بود؛ يكي يهوديه و ديگري «جي». بزرگترين پادگان نظامي ايران در دوران ساسانيان در اصفهان قرار داشت، زيرا كه از لحاظ موقع جغرافيايي، اصفهان مركز ايران زمين بود و انتقال نيرو جهت دفاع و يا حمله از آنجا آسانتر صورت مي گرفت.
«سپاهان» پس از سلطه عرب، اصفهان تلفظ شده است، زيرا که در زبان عربي حرف «پ» وجود ندارد.

Categories: اصفهان

دروازه‏ هاى اصفهان در دوران صفویه

در قرن 17 میلادى یعنى در دوران حكومت صفویه شهر اصفهان به وسیله دیوارى كه طول آن حدود 28 كیلومتر بوده است محافظت مى‏شد، این حصار داراى دروازه‏ هاى متعددى براى عبور و مرور بوده است، شاردن جهانگرد فرانسوى از 8 دروازه اصلى و 6 دروازه فرعى شهر سخن گفته و در باره دروازه‏هاى اصلى شهر مى‏گوید: «چهار دروازه رو به جنوب است كه عبارتند از دروازه حسن‏ آباد، جوباره (كه دروازه عباسى نیز گفته مى‏شود)، كران و سید احمدیان و چهار دروازه دیگر رو به باختر و شمال است كه به نامهاى دروازه شاه یا دروازه دولت، دروازه لنبان، دروازه طوقچى و دروازه دردشت مى‏باشد». این دروازه‏ها كه در آن زمان محل خارج شدن از شهر اصفهان محسوب مى‏گردید امروزه تقریباً مركز اصلى شهر را تشكیل مى‏دهد.

Categories: اصفهان

كاخ هشت‏ بهشت

عمارت تاریخى «هشت‏ بهشت» نمونه‏ اى از كاخهاى محل سكونت آخرین سلاطین دوره صفویه است كه در دوره شاه سلیمان در سال 1080 هجرى بنا شده است. كاشی‌ كاری هایی‌ كه‌ انواع‌ حیوانات‌ پرنده‌، درنده‌ و خزنده‌ برروی‌ آن‌ نقش‌ بسته‌، از آثار این‌ كاخ‌ بشمار می‌آیند . از باغ وسیع «هشت ‏بهشت» مقدار زیادى باقى نمانده ولى قصر تاریخى آن هنوز اثر ارزنده و جالبى است كه پس از انقلاب پاركى در اطراف آن ساخته شده است این كاخ كه در هنگام سلطنت شاه سلیمان صفوى بنا شده از بهترین كاخهائى است كه در روزگار صفویه ساخته شده و چون كیفیت ساختمان و وضع بنا در اثر مسرور زمان تغییر كرده ناچار براى امكان بیان وضع آن در زمان های مختلف باید نوشته‏ هاى كسانى را كه در زمان های گوناگون كاخ را مشاهده و از وضع آن آگاهى كامل داشته‏ اند از نظر اهل تحقیق گذرانید.

از كسانى كه مكرر در این كاخ رفته و به اوضاع آن آشنائى كامل حاصل كرده و شاردن فرانسوى است كه در سفرنامه خود بطور مشبع شرح اوضاع كاخ را نوشته است و قسمتى از ترجمه نوشته او را ذیلا مینویسیم.

من قول داده ‏ام كه در طى توصیف باغهاى اطراف خیابان زیباى اصفهان شرح یكى از تالارهاى یكى از باغها را بنام باغ بلبل بدهم اى تالار را عمارت هشت بهشت می نمامند. تمام سقف هاى آن موزائیك بسیار عالى است دیوارها و جرزها دو طبقه و دالانها و غلام گردشهائى در اطراف آنها است. در این دالان ها صدها مكان است كه دلكشترین و فرح انگیزترین نقاط دنیا محسوب میگردد و هر یك بوسیله منفذى كه بدان نور میتابد روشن میشود این روشنائى متناسب با تفریحاتى است كه این مکان ویژه آنها ساخته شده است.

هیچ یك از این نقاط از حیث شكل و ساختمان و تزیینات به دیگرى شبیه نیست در هر جائى چیز تازه و گوناگون است چنانكه در بعضى از بخاری هاى متنوع و در برخى حوض‏ ها و فواره‏ ها است كه از لوله هائى كه در داخل دیوارها میباشد آب می گردند این تالار عجیب در حقیقت لابیرنتى است زیرا انسان در قسمت فوقانى هر جا كم میشود و پله‏ ها چنان مخفى است كه بآسانى پیدا نمیشوند. قسمت پایین تا ده پا از سطح زمین از سنگ یشم و نرده‏ها از چوب زرنگار، و قاب‏ها چهارچوبها از نقره و جامها از بلور و آلتها از شیشه‏ هاى رنگارنگ ظریف ساخته شده است.

اما راجع به تزیینات نمی توان این اندازه شكوه و عظمت دلربائى فریبندگى را كه در هم آمیخته است تصور كرد. میان کاشی هاى این بنا تصاویر برهنه و فرح‏انگیز بسیار زیبا وجود دارد و در همه جا آئینه‏ هاى بلورین و در دیوارها بكار رفته است در این تالار اطاق هاى آئینه كارى كاملى است كه اثاثه هر اطاق از باشكوه ترین و شهوت انگیرترین نوع خود در دنیا است. اطاق هاى كوچكى نیز در آنجا میباشد كه فقط گنجایش یك رختخواب دارد. در خاور زمین رختخواب پرده نداشته و روى زمین پهن می شود. یك رختخواب جالب توجهى دیدم كه فقط لحاف آن دو هزار اكو می ارزید كه براى گرمى و سبكى از پوست سمور تهیه شده بود. بمن گفتند شاه تشك هاى بسیارى از همین جنس دارد من یك كتاب از تزیینات و تصاویر و اشكال و مینیاتورها و ظروف و كتیبه‏ هاى این تلار تصنیف خواهم كرد در برخى از این كتیبه‏ هاى شامل افكار لطیف عاشقانه و برخى قطعات اخلاقى است.

چند قطعه زیر نمونه‏اى از آنها است كه در دفتر خود ثبت كرده‏ ام.

بالاى گلدانى چنین نوشته شده است: گل لاله نماینده راز درون من است من چهره آتشین و دلى سوخته دارم. هر چه زیبائى گردنى افراشته داشته باشد همواره پاى در گل است. دل من صدها باربچپ و راست بدون اینكه بكسى تعلق یابد منحرف شد تا تو را دید و بتو پیوست من بیش از این تاب درد هجر تو را ندارم و نمیتوانم آنجا كه تو نیستى مسكن گزینم. تو مردمك چشك منى. تو را گم كرده ‏ام نمیدانم بچه نظر افكنم. كارى جز مردن نتوانم.

پادشه پاسبان درویش است گر چه نعمت بفر دولت اوست

گوسفند از براى چوپان نیست بلكه چوپان براى خدمت اواست

زیر پایت گربدانى حال مور همچو حال تواست زیر پاى پیل

روى یك پیش بخارى عبارت زیر را انگاشته ‏اند.

زمستان نترسید زیرا فقط سردى و سلامت است.

نمیتوانم از بیان این نكته خوددارى كنم كه بهنگام گردش در این محل كه مخصوصى لذت و حظ و عشق ساخته شده است و در حال عبور از اطاق ها و شاه نشین‏ ها آدم چنان تحت تاثیر قرار می گیرد كه بگاه بیرون شدن از خود بیخود میگردد بدون تردید هواى این تالار اثر مهمى در این حالت عاشقانه كه به انسان دست مى‏دهد دارد. اگر چه این بنا چندان با دوام و استوار نیست ولى فرح انگیرتر از مجللترین كاخهاى ممالك اروپائى است.

گوست سیاحى كه در زمان فتحعلى شاه قاجار بایران آمده و اصفهان را دیده درباره این كاخ چنین نوشته است:

این عمارت در وسط باغ باندازه متر از سطح زمین بلندتر و 35 متر طول 26/25 متر عرض دارد اطاق هاى این عمارت تمامى منقش و گچبرى و درهایش خاتم سازى و زیبا میباشد. تالار وسط گنبدى شكل است كه از یك نوه پنجره ساختمان گردیده در گنبد آن هشت پنجره بطور مساوى باطراف قرار دارد كه از چوب ساخته‏ اند و در وسط این تالار حوضى هشت ضلعى بقطر 83 سانتیمتر از مرمر عالى ساخته شده و به حوض مروارید معروف است و طورى حجارى شده كه وقتى آب از سوراخهایش خارج میشود چون دانه مروارید میباشد پلكان هاى این عمارت طورى بنا شده كه از هر طرف بعمارت فوقانى و تحتانى عبور و مرور میشود، داراى غلام گردش‏ها و بالاخانه‏ هاى زیادى است درختان كهن و چنارهاى مرتبى دارد و قسمتى از آب جوى شاه از برابر عمارت بالائى داخل این باغ می شود. در زمانى كه در اصفهان بودم فتحعلى شاه در این عمارت مى‏نشست و تماشاى رقاصه هائى كه میرقصیدند مینمود در و ودیوارها، ازاره ‏ها، هلالیها، گنبدها و بالاخره تمام این عمارت سرتاپاى از طلا تزیین یافته و اشكال و تصاویر گوناگون پرندگان و گلها و غیره بر طیبائى قضر افزوده است داراى تابلوهاى منقش و زیبا است كه جلب توجه مینماید.

میرزا علیخان نائینى روزنامه نوس عصرناصرالدین شاه قاجار كه از طرف دربار وقت ماموریت یافته بود نسبت باوضاع جغرافیایى و تاریخى ایران مطالبى تهیه كند و نسبت به قسمتى از كشور موفق شد و مطالبى در دو جلد بزرگ تهیه كرد كه آن دو جلد را در كتابخانه وزارت دارائى مطالعه كردم راجع بكاخ هشت بهشت در سال 1300 ه.ق چنین گزارش داده است:

باغ هشت بهشت و عمارت تحتانى و فوقانى قصر میان و وسعت دستگاه آن از حد توصیف بیرون است غیر از ایوان هاى عالى وارسی هاى یكصد و پنجاه و یكزوج درب اطاق تنها در بالا و پائین دارد. از معماران معتبر شنیده شده كه طرح آنرا در طرز عمارت كرامت كرده‏ اند چنانچه نقشه این قصر را بكشند و در جاى دیگر بخواهند مثل آن بنا كننده مشكل كه بتوانند از عهده برآیند. باغ مزبور باغى است بسیار بزرگ خیابان هاى عریض و قطعه بندی هاى وسیع در آن است دیوار یك طول باغ باقدرى از دیوار چهارباغ شاه مشترك دو نهر بزرگ از چهارباغ عرضاً این باغ را تقاطع میكند یكى مقابل قصر موصوع وسط وارد دو دریاچه بزرگ مى‏شود. كه بعرض باغ در دو طرف عمارت متقابل یكدیگر است و دو حوض بزرگ هم در دو سمت دیگر عمارت است و دوره عمارت نیز جوى سنگى آب نماها قرار داده‏اند كه اب دائماً از اینها جارى است. مقابل این دریاچه و قصر سردرى است عالى و دو رو كه یك روش مشرف بچهار باغ و حوض بزرگ پاى آن ورودى دیگرش منظر قصر وسط باغ است سر در مزبور نیز وصف زیاد دارد نهر دیگر هم مقابل و هم عرض نهر بفاصله زیاد باز از چهارباغ میاید و بعرض باغ جارى است و بهمین قانون سردرى دارد عالى مشتمل بر تالار بزرگ مشرف بر باغ جارى است. بهمین قانون سردرى دارد عالى مشتمل بر تالار بزرگ مشرف بر باغ و عمارات عقبش منظر چهارباغ و اینجاست كه سالها است تلگرفخانمه شده در این باغ حیاط دیگر هم هست وسیع صاحب اطاق ها وارسیهاى مرغوب آشپژخانه و طویله و غیره معروف به نارنجستان هشت بهشت است.

موضوع قابل توجه این كه گزارش میرزاعلیخان نائینى روزنامه نگار ناصرالدین شاه و شرحى را كه میرزاحسین خان تحویلدار در سال 1308 ه.ق نوشته‏اند عیناً مطابقت دارد و ناچار باید گفت یكى از آنها از دیگرى گرفته و بنظر میرسد چون تاریخ ختم تالیف جغرافیاى اصفهان 1308 ه.ق و بعد از 1300ه.ق است. جغرافیاى اصفهان از گزارش میرزاعلى خان نائینى گرفته است و ذكر ماخذى هم نشده است.

آنچه از گزارش مزبور معلوم می ‏گردد اینستكه كاخ مزبور تا اول قرن چهاردهم بوضع سابق زمان صفویه باقى بوده و نقصى در آن راه نیافته و تغیراتى كه در آن راه یافته در قرن چهاردهم هجرى انجام شده است.

میرزا حسن خان جابرانصارى كه از معمران اصفهان و آگاه بتاریخ و تغییرات مبانى آن سامان بوده راجع باین كاخ چنین نوشته است:

در هشت بهشت نیز بمنوال چهلستون طرح باستانى بستانیش كه از نقش جهان جدا كرده زمان شاه عباس بزرگ شده و باساختمانى مختصر و بناى عمارت شگرف هشت بهشت را سایر شاعر مشهدى گفته زمان شاه سلیمان‏به هزار و هشتاد (1080) و كاشى كاریهاى زیبا خصوصاً طاوسها و دیگرمرغان در 1102 باز بفرموده شاه و عرصه این باغ از چهلستون بسى بیشتر بود براى حرمخانه شاهى چوحد جنوبیش به بازارچه بلند منتهى میشد و در حكومت ظل السلطان بانوى عظمى خواهرش با همه اولاد و خانواده در آن بزرگترین پارك سلطنتى میدان جولانى براى خوش گذرانى داشتند، امروزه آن باغ را قطعات كوچك نموده و به مقبلان فروخته‏اند كه شاید پنجاه خانه و باغچه سرا از آن جدا شده و باز قسمت بزرگى رااز خود دارند بنگاهها و سراچه‏ها و مغازه‏هاى بسیارى در چهارباغ عباسى بیرون انداخته كه نفع بزرگى دارد و كوچه جهانبانى با خانه‏هاى دو طرف و حمام نمره نامى را از میان باغ ردكرده و در آنجا حوض مرمرى یكپارچه مروارید میدیدم و از آثار صفویه دو سه حوض یك قطعه مرمر موسوم به مروارید پدید بود یكى در عمارت اشرف و آن چنان بود كه همه آن سنگ را شبیه به حوض حجارى استادانه كرده و براى همه فواره‏هاى كوچك باندازه انگشت سبابه از تمام سنگ درآورده هر حوضى بیش از صد فواره داشت و آن حوض را كه نصب نموده بودند از زیر سنگ آب جریان یافته مانند دانه‏ هاى مروارید بوسیله آن فواره ها جستن كرده و حوض را پر از آب نموده بانوى عظیمى یك حوضش را بیدیع الملك پسرش داد در عماراتش از باغ بادامستان تلگرفخانه جدا نموده داد و آن عمارات بعد به بختیاریها و از آنها منتقل به جلاالسلطنه شد قنات آب حلال كه روى به ماربین بالا میرفته و آبش متصل به جوى شاه میشد براى آب دائمى هشت بهشت و دیگر عمارات صفویه احداث كرده بودند و هر عمارتى بهرى و بخشى معین داشت وزیر و مستوفى خاص از نیاكان بنده براى آن مقرر بود تا بتواند در حرمخانه سلطنتى حكم بخش آب را بدهد و رفع مشاجره سكنه باغچه سراها را بنماید و وجه نامش به آب حلال از آن رهگذر بود كه شاه عباس دوم وجهى را كه بنظر خود و علما حلال شرعى میدانستند بخرج احداث آن قنات داده تا آب غسل وضوى حرمخانه نهایت حلیت را داشته شبهه كم و زیاد آب رودخانه از حقوق دیگر محلها نرود. حالیه شنیده ‏ام آن آب را از پشت آتشگاه به جر و كان اولاد بانوى عظمى میبرند و چون بانوى عظمى و اولادش شصت سال و كسرى است در هشت بهشت ساكنند ضمناً باغات و عمارات دولتى دیگر مجاور را بدست داشتند مانند بهشت آئین ورشك جنان و انگورستان، و بهشت آئین امروزه در كوچه فتحیه كالج دختران شده و انگورستان را با عمارت خسروخانى بدست سردار اعظم داده بودند.

این كاخ كه روزى از كاخهاى كم نظیر بوده در سال 1334 شمسى كه آقاى حسینى از طرف اداره باستان‏شناسى اصفهان مورد بازدید قرار داده چنین گزارشى و اظهار نظر كرده است:

این عمارت را فعلاً آقاى ابوالفتح قهرمان (سردار اعظم) بموجب دستخطى مالك و در تصرف دارد از قرار مشهور در اراضى و باغات قدیمى آن تغییراتى داده و كاخ اصلى بحال خود ولى مخروبه باقى است. ذخائر آن از بین رفته است. یك دفعه در دوره وزارت سید ضیاءالدین باغ ملى شد ولى در زمان شاه فقید مسترد و محدداً درش بسته شده است. در سال 1334 شمسى كه از این عمارت بازدیدى بعمل آمده محتاج بتعمیرات كامل است زیرا نقاشیهاى زیبا و گچبریهاى عالى )نظیر تزیینات عالى قاپو( آن از بین رفته و آنچه باقى است نیز جلب توجه را مینماید اشكال و حوش و طیور و شكارگاهها كه بعضى قدیمى و برخى جدید بر روى كاشى نقش و در پشت بغل هاى اطراف نصب شده جالب توجه و تماشائى است مساحت فعلى آن قریب 7500 متر مربع است.

برخى نوشته‏ اند كه كاخ و باغ مجموعاً در ابتداى ساختمان آن 85 جریب بوده است ولى مساحت كنونى آن در حدود پنج هزار متر میباشد.

تاریخ شهریور 1343 شمسى تحویل دولت گردیده است.

این كاخ در خیابان چهارباغ عباسى در مقابل خیابان كنونى شیخ بهائى واقع و اكنون در دست دولت است.

از گزارش ‏هاى گوناگونى كه در توصیف این كاخ داده‏ اند معلوم گردید كه علت شهرت آن براى بكار بردن سنگ هاى مرمر عالى در آن و داشتن طاق هاى مقرنس كارى و نقاشى بوده است.

ساختمان كاخ دو طبقه و داراى شاه نشین و غلام گردش‏ هاى زیبا و نقوش گوناگون طلائى و تزیینات جالب و پشت بغل هاى كاشى بى نظیر و نقوش و حوش و طیور و آئینه كارى بسیار ممتاز و در واقع از قصور ممتاز دوره صفویه است.

كاخ مزبور كه آنرا باغ بلبل نیز نامیده ‏اند قسمتى از باغ نقش جهان زمان شاه عباس بوده و در زمان شاه عباس (1078-1105) مجزا و شروع به ساختن گردیده است.

این كاخ تاریخى زیر شماره 227 به ثبت رسیده است.

در توصیف و تاریخ ساختمان آن شعراى زمان اشعارى نیز سروده ‏اند.

از جشن و نشاط و كامرانى دایم در وى جاى پادشه دولتمند

از قصر بلند زیبا اركان گردید زمین اصفهان تاج جنان

درگاه عبادت این بود ورد ملك پاینده عمارت از سلیمان زمان

ایضاً هر مصرعى تاریخ است:

چون بدوران شه اعلاشان كه زدل گشته سلیمان زمان

جان پناهى كه مدیحش عام است مرشد و داد ده ایام است

تاج دارى كه زوى شد نازان زدل صدق همه خلق جهان

صوفى صافى تابع مقصود كو باخلاق و صفا ساعى بود

آنكه مقصود وى از عمر و حیات بندگى ره شه باطاعات

كرد سركارى این مسكن سعد كه چو وى نیست مقدر من بعد

دل گشائى است كه از لطف صبا شد فرح لازم و شادى افزا

چه مكان شبه بناى فلك است چون لب قند سراپا نمك است

طاق از آن سرشكن قوس و قزح ركن او قائمه جشن و فرح

آفتاب آینه درگاهش طلبد سرمه گرد راهش

بنم آورده گلش آب حیات میل شادى بارم داده زكات

از لب شكر لیلى لعلیش شد از آیینه جان به كاشیش

دوده‏اش سرمه بیننده كشید زگچش شد قصب صبح سفید

آیه نور ز سنگش شامل بدرش حاتم بى حد سایل

اشعارى را كه نصرآبادى در توصیف و ماده تاریخ بناى كاخ هشت بهشت سروده بخوبى روشن مپدارد كه كاخ مزبور در دوران سلطنت شاه سلیمان صفوى و در سال یك هزار و هشتاد هجرى (1080) ساختمان آن بپایان رسیده و این ساحتمان بسعى و اهتمام مقصود نامى كه از صوفیان سرسپرده درگاه بوده انجام گردیده است.

گرچه ممیزاتى براى مقصود نگفته ولى نمیتوان بانى مسجد مقصود بیك واقع در تكیه ظلمات در سال یكهزار و ده را با مباشر ساختمان كاخ هشت بهشت كه در سال یكهزار و هشتاد انجام شده است متحد دانست.

باغى كه سابقاً عمارت هشت بهشت در آن قرار داشته، بسیار بزرگ و زیبا بوده است كه امروز تنها محوطه‏اى كوچك از آن باقى است.

كاخ هشت بهشت، آنچنانكه از نوشته ‏ها بر مى‏آید، محل تفریج بوده است و گوشه و كناران به منظور خوشگذرانى ساخته شده. شاردن سیاح فرانسوى درباره این كاخ چنین نوشته است:

… كاخ هشت بهشت در باغ بلبل قرار دارد. تمام سقفهاى آن موزائیك بسیار عالى است. دیوارها و جرزها دو طبقه و دالانها و غلام گردشهایى در اطراف آنهاست. در این دالانها صدها مكان است كه دلكش‏ترین و فرح انگیزترین نقاط دنیا محسوب مى‏گردد و هر یك به وسیله منفذى كه بدان نور مى‏تابد روشن مى‏شود. این روشنایى متناسب با تفریجاتى است كه این امكنه ویژه آنها ساخته شده است.

هیچ یك از این نقاط از حیث شكل و ساختمان و تزئینات به دیگرى شبیه نیست. در هر جایى چیزهایى تازه و گوناگون است چنانكه در بعضى بخاریهاى متنوع و در برخى دیگر حوضها و فواره هایى است كه از لوله هایى از داخل دیوار آب مى‏گیرند. این تالار عجیب در حقیقت لابیرنتى است كه انسان در قسمت فوقانى آن گم مى‏شود و پله‏ها چنان مخفى است كه به آسانى پیدا نمى‏شود. قسمت پائین تا ده پا از سطح زمین از سنگ پشم و نرده‏ها از چوب زرنگار و قابها و چهارچوبها از نقره و جامها از بلور و آلتها از شیشه‏هاى رنگارنگ ظریف ساخته شده است.

اگر چه این بنا چندان با دوام و استوار نيست ولى فرح انگیزتر از مجلل‏ترین كاخهاى اروپایى است. در اثر تغییرات بسیارى كه در ساختمان كاخ هشت بهشت سالها پس از تاریخ ساخت آن روى داده بسیارى كسان تصویر كرده‏اند كه این عمارت در زمان خیلى نزدیك‏تر از زمان صفویه ساخته شده به طورى كه مادام دیولافوا ساختمان آن را به دوران قاچاریه نسبت داده است.

Categories: اصفهان