بایگانی

بایگانی برای ژوئن, 2008

تو به شمع می مانی

تقدیم به بهترین ها

شمعی روشن کن و به تماشای آن بنشین.

آیا گمان می کنی شمع در خطی عمودی به پایین می رود و تمام می‌شود ؟

اگر پاسخ تو مثبت باشد، بنابراین، باید گفت که شمع را در بستر زمان می‌بینی. ممکن است درباره‌ زندگی خود نیز به همین شیوه بیندیشی.

ممکن است بیندیشی که در نقطه ای از یک خط عمودی، در فلان روز و فلان ماه و فلان سال، به دنیا آمده و در نقطه‌ی پایینی این خط عمودی، در فلان روز و فلان ماه و فلان سال، خواهی مرد.

بدین سان، همه زندگی خود را بسان شمع می‌بینی که آب می‌شود و سر انجام تمام می‌شود. تو گمان می کنی که شمع به پایین می رود. تو گمان می کنی که شمع تمام می‌شود و می‌میرد.

در واقع، شمع، نه فقط به پایین، بلکه در جهات مختلف حرکت می کند. شمع در جهت شمال و جنوب و غرب و شرق نور می پراکند. اگر ابزاری بسیار دقیق می‌داشتی، می‌توانستی میزان نور و حرارتی را که شمع در جان می پراکند اندازه بگیری. شمع به مثابه‌ تصویر، حرارت و روشنایی، جذب تو نیز می‌شود. تو به شمع می‌مانی. تصور کن که تو نیز، همانند شمع، به اطراف نور می دهی. همه سخنان تو، افکار تو و اعمال تو در جهات گوناگون حرکت می کنند و اثر می گذارند. اگر سخنی از سر مهر از تو شنیده شود، این سخن، در جهت‌های گوناگون حرکت می کند، می رود و تو نیز با سخن خویش می روی.

ما در هر لحظه دگرگون می‌شویم و خود را در صورت‌هایی تازه آشکار می‌کنیم. امروز سخنی نامهربانانه با فرزند خود گفتی و با سخن نامهربانانه خویش، وارد ساحت وجود او شدی. اکنون افسوس می‌خوری که چرا با او این گونه سخن گفته ‌ای. منظور این نیست که نمی توانی با اظهار تاسف و عذرخواهی از فرزندت، آن سخن نامهربانانه را استحاله ببخشی و آثار سوء آن را بزدایی . اگر این کار را نکنی، آن سخن تو، هم چون دمل نفرت، برای همیشه در وجود فرزندت باقی خواهد ماند.

تولد دوباره ما، در یک صورت نیست، بلکه در صورت‌های گوناگون است و این مرگ و تولد دوباره، چیزیست که در هر لحظه اتفاق می افتد.

ما مدام در فرزندان، دوستان، آشنایان، همشهریان، همه آدم ها و همه چیزها بسط پیدا می‌کنیم.

ما فقط در خود حضور نداریم، بلکه در همه‌ چیزها حضور داریم.

بنابراین من و تو باید همه‌ لحظه‌ها، روزها، هفته‌های خود را به تولد‌های تازه‌ی روشنی و شادمانی و آزادی تبدیل کنیم.

فرزندان ما، تداوم مایند.

ما فرزندان خویش هستیم و آن‌ها نیز عین خود مایند. تو در فرزندانت تولدی دوباره داری. تو می توانی تداوم خویش را در فرزندانت مشاهد کنی. اما تداوم تو، به فرزندانت ختم نمی‌شود تو در بسیاری دیگر نیز تداوم و حضور می‌یابی.

تو هرگز نمی توانی وسعت حضور و تداوم خویش را در چیزها و کسان دیگر حدس بزنی .

این جهان کوه است و فعل ما ندا

سوی ما آید نداها را صدا

Categories: 1

محمد علی کشاورز؛ بازگشت به صحنه تئاتر پس از ۳۰ سال

پس از سی سال دوری از صحنه تئاتر ایران، محمد علی کشاورز، هنرپیشه برجسته قرار است که با بازی در نمایشي به نام «مسافری در تاریکی» نوشته مارشا نورمن، نمایشنامه نویس معاصر آمریکایی به کارگردانی هنرمند جوانی به نام روح الله جعفری به صحنه تئاتر بازگردد.

Read more…

Categories: هنري

Kaspersky IS 2009 version 8.0.0.357

ضدويروس معروف كاسپرسكي با شماره سريالي كه 1 سال اعتبار دارد و در ليست سياه قرار نمي گيرد:

دانلود

رمز فايل:

thephoenix-forums.com

آخرين پيام مادر

همه خاطره های مردم چین از روز دوازدهم مه 2008 (23 اردیبهشت 87) تیره است اما آنان دیگر نمی خواهند وحشت خود در آن زمان را مرور کنند.
زلزله زدگان فقط می خواهند لحظه های جاودان را به یاد بیاورند.نام های قهرمانان بی نشان ، معمولی هستند اما یادشان تا ابد در تاریخ چین باقی خواهند ماند.
زندگی آنها در گذشته عادی بود اما پس از فاجعه «سی چوان»خیلی ها تبدیل به قهرمان شدند. شاید این دیگر برای خودشان روشن نباشد که چه کاری انجام دادند، اما حماسه هایی که آفریدند همگی مردم چین را تحت تاثیر خود قرار داده است.
وقتی گروه نجات ، زن جوان را زیر آوار پیدا کرد او مرده بود اما کمک رسانان زیر نور چراغ قوه ، چیز عجیبی دیدند.زن با حالتی عجیب به زمین افتاده ، زانو زده و حالت بدنش زیر فشار آوار کاملا تغییر یافته بود.
ناجیان تلاش می کردند جنازه را بیرون بیاورند که گرمای موجودی ظریف را احساس کردند. چند ثانیه بعد، سرپرست گروه ، دیوانه وار فریاد زد: بیایید، زود بیایید! یک بچه اینجا است. بچه زنده است.
وقتی آوار از روی جنازه مادر کنار رفت دختر سه – چهار ماهه ای از زیر آن بیرون کشیده شد.نوزاد کاملا سالم و در خواب عمیق بود. او در خواب شیرینش نمی دانست چه فاجعه ای وطنش را ویران کرده و مادرش هنگام حفاظت از جگرگوشه خود قربانی شده است.
مردم وقتی بچه را بغل کردند، یک تلفن همراه از لباسش به زمین افتاد که روی صفحه شکسته آن این پیام دیده می شد: عزیزم، اگر زنده ماندی، هیچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامی وجودش دوستت داشت.

منبع:خبرگزاری ایسکانیوز

Categories: مطالب جالب

آزيتا حاجيان و سريالی درباره «جاسوسی از تاسيسات اتمی ايران»

ژوئن 9, 2008 mea2002 1 comment

«جاسوسی از تاسيسات هسته ای» ايران داستان سريالی ۲۰ قسمتی به نام «فتانه» است که آزيتا حاجيان در آن ايفای نقش می کند.

بخش های از داستان اين سريال در دبی اتفاق می افتد و به همين جهت شماری از بازيگران آن مدتی است که برای ايفای نقش خود در اين شهر به سر می برند.

مسئولين سينمای الغرير دبی به بهانه آغاز نمايش فيلم «زن ها فرشته اند» به کارگردانی شهرام شاه حسينی از بازيگران سريال فتانه دعوت کردند تا در جمع ايرانيانی که برای نمايش خصوصی اين فيلم دعوت شده بودند شرکت کنند.

Read more…

Categories: هنري